در مسیر سرنوشت

آخرين نظرات
  • ۲۸ مهر ۹۶، ۱۹:۱۳ - محمدباقر قنبری نصرآبادی
    عالی بود

حکایت الاغ در چاه افتاده

يكشنبه, ۱ شهریور ۱۳۹۴، ۱۲:۲۲ ق.ظ

کشاورزی الاغ پیری داشت که یه روز، اتفاقی، میوفته توی یک چاه بدون آب. کشاورز هر چه سعی کرد نتونست الاغ رو از تو چاه بیرون بیاره. برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشه کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتن چاه رو با خاک پر کنن تا الاغ زود تر بمیره و زیاد زجر نکشه.

مردم با سطل روی سر الاغ خاک می‌ریختند؛ اما الاغ هر بار خاک‌های روی بدنش رو می تکوند و زیر پاش می‌ریخت و وقتی خاک زیر پاش بالا می‌آمد سعی می‌کرد بره روی خاک‌ها. روستایی‌ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا اومدن ادامه داد تا اینکه به لبه‌ی چاه رسید و بیرون اومد.

نتیجه اخلاقی: مشکلات زندگی مثل تلی از خاک بر سر ما می‌ریزند و ما مثل همیشه دو اتنخاب داریم. اول اینکه اجازه بدیم مشکلات ما رو زنده به گور کنن و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود.

موافقين ۰ مخالفين ۰ ۹۴/۰۶/۰۱
مرتضی شایان

نظرات  (۵)

سلام 
جالب و آموزنده بود.
پاسخ:
درود بر شما

سلام!

بسیار عالی!

:)

پاسخ:
درود بر شما
به نکته بسیار جالبی اشاره فرمودین...  موفق کسی است که خودش را باور کند و از موانع به نفع خودش استفاده کند. ..  امیدوارم ما هم روزی بتوانیم جزئی از گروه دوم باشیم... موفق  و پیروز باشید. 
پاسخ:
سلام.
سپاس از حضورتان.
شما نیز موفق و پیروز باشید.

۰۵ شهریور ۹۴ ، ۰۸:۲۲ سهیلا (کاتارسیس)
ایول به الاغ!
پاسخ:
الاغ داستان، خیلی باهوش بوده!!
با سلام
بسیار زیباست ، حفظ اعتماد به نفس و تدبیر حتی در لحظاتی که ظاهرا آخر زندگی ست 
پاسخ:
سلام بر شما دوست گرامی و عزیز و تشکر از حضور گرمتان در این وبلاگ.

نظرات، پس از تاييد قابل مشاهده است. پاسخگويي، حداکثر 4 روز پس از ثبت، انجام می‌گیرد.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی