در مسیر سرنوشت

آخرين نظرات

۲۲ مطلب با موضوع «دل نوشته‌ها» ثبت شده است

وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ

و کسانی که ستم کرده اند، به زودی خواهند دانست

که به چه بازگشت گاهی، باز خواهند گشت؟! (سوره الشعراء، آیه ۲۲۷)

 

#اهـــــــــواز همیشه سرافراز، تسلیت

حمله بزدلانه و جنایتکارانه امروز تعدادی از تروریست های مزدور به مراسم رژه نیروهای مسلح در شهر اهواز، که باعث شهادت جمعی از هموطنان عزیز و پرسنل جان بر کف این نیروها گردید، به شدت محکوم بوده و شایسته بالاترین کیفر و مجازات، برای تمام عوامل آن گروه تروریستی است.

۰ نظر موافقين ۰ مخالفين ۰ ۳۱ شهریور ۹۷ ، ۲۲:۱۹
مرتضی شایان

چه بسیار فرصت هایی برای تعالی معنوی و روح انسان در دل شب وجود دارد، اما شیرینی خواب آن را ازبین می برد.

چه زیباست گفته حضرت حافظ که فرمود:

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ

از یمن دعای شب و ورد سحری بود

 

خالی از لطف نیست که دو بیت شعر عربی زیر را هم یادآور شویم، چراکه با همین مضمون است:

 

وکم من شدةٍ فی اللیل ضاقت

چه بسیار سختی هایی که شب هنگام

عرصه را بر انسان تنگ می کند

وجاء الصبحُ فی أبهى انفراجه 

و  صبح هنگام به بهترین وجه این سختی

برطرف می شود

فکیف ینام  فی الأسحار عبد

پس چگونه است که بنده ای در سحرگاهان

بخوابد

له فی النفس عند اللهِ حاجه

در حالی که در وجودش(نفس انسان)

حاجتی نزد خداوند دارد

(ترجمه از: مرتضی شایان)

۰ نظر موافقين ۰ مخالفين ۰ ۲۲ بهمن ۹۶ ، ۰۸:۲۴
مرتضی شایان

:: در هر حالی این آیه را به یاد داشته باشیم، چه در پیروزی و چه در شکست ::

۲ نظر موافقين ۱ مخالفين ۰ ۱۶ بهمن ۹۶ ، ۲۱:۱۸
مرتضی شایان

در سال 1344 یا 1345 خورشیدی در کلاس درس پروفسور هشترودی بودیم.

پروفسور می گفت: جهان خیالی بیش نیست.

مصطفی که در آن زمان جوان بود، نکته ای به ذهنش آمد و گفت:حضرت استاد، آیا مرگ یک واقیت است یا خیال؟

پروفسور در حالی که دستانش را بر روی موهای سرش از جلو به عقب می کشید، با خود می گفت که مرگ واقعیت دارد یا ندارد؟، مرگ واقعیت دارد یا ندارد؟، مرگ واقعیت دارد یا ندارد؟ و ... .

[با توجه به اینکه مرگ یک حقیقت است، خیالی بودن جهان نقض می شود.]

 

منزل دکتر بصیری، یکشنبه شب، 15 بهمن 1396

 

۰ نظر موافقين ۰ مخالفين ۰ ۱۶ بهمن ۹۶ ، ۲۱:۱۵
مرتضی شایان

(تصویر از: هادی شایان)

دو بیت شعر زیر منسوب به امام علی علیه السلام است که آنرا بر مزار عموی بنده در آرامگاه "باب الصغیر شهر دمشق در کشور سوریه" نوشته اند. خواندن آن خالی لطف نیست.

 

یا من بدنیـــــــــــا اشتغل    

ای کسی که به دنیا مشغول شده ای

  و غـــــــــره طول الامل

و دنیا تو را فریفته است

الـــــــــموت یاتی بغتتن      

مرگ، یکباره می رسد

  والقبرو صندوق العمــــل

و قبر، صندوقچه اعمال است


(ترجمه از: مرتضی شایان)

۰ نظر موافقين ۰ مخالفين ۰ ۰۲ بهمن ۹۶ ، ۲۲:۳۹
مرتضی شایان

:: ای پرچم سه رنگ ایران زمین، نقش توحیدی الله اکبر را استوار به اهتزاز درآور ::

(تصویر از: مرتضی شایان)

 

اهانت و جسارت به پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران، که نشانی از تمدن چند هزار ساله این سرزمین کهن است، به هیچ وجه قابل قبول نبوده و شایسته بالاترین کیفر برای عوامل توهین کننده به آن می باشد.

 

۲ نظر موافقين ۱ مخالفين ۰ ۱۴ دی ۹۶ ، ۱۹:۱۹
مرتضی شایان

به نام آفریدگار مهربان

آخرین شب هفته است و ماه مانند مرواریدی درخشان، در آسمان صاف و سیاه رنگ شب، خودنمایی می کند. در حالی که غرق در زیبایی دلنشین آن شده ام، آرام آرام مشغول قدم زدن در خیابان هستم که ناگهان نگاهم به گنبد و گلدسته های گلی مسجد جامع می افتد.

ناخواسته به سوی مسجد می روم. با نام و یاد خدا پا به این مکان مقدس می گذارم.

شب های جمعه مسجد جامع، خاص، و غیر از شب های دیگر هفته است. فرش های نماز هنوز در حیاط پهن هستند. عده ای نشسته اند و عده ای نیز مشغول نماز خواندن هستند. تعدادی گردشگر خارجی هم که مات و مبهوت از شگفتی و زیبایی بنای مسجد هستند، مشغول عکاسی اند.

من نیز اندکی در حیاط مسجد می نشینم و به شبستان ها نگاه می کنم. صدای دلنشین پیر مردی که پشت سر من مشغول راز و نیاز با خالق خود است، من را به عالمی دیگر می برد. پس از چند دقیقه از اینکه گوشم را تیز کرده، به نجوایش گوش دادم، برخاسته و از او ملتمس دعا می شوم.

در همین حین که در حیاط مسجد راه می روم، نگاهم به تکه ای کاشی کاری آبی رنگ در میان یکی از رواق ها می افتد که بر اثر پرتویی از نور ماه، می درخشد. بر روی آن نوشته ای به چشم می خورد. نزدیک می روم تا بتوانم جمله را بخوانم:

انا مدینة العلم و علی بابها.

اندکی به فکر فرو می روم. در حالی که مسجد را ترک می کنم، ناخودآگاه این جمله به زبانم می آید:

فمن اراد المدینة فلیاتها من بابها.

(نویسنده: مرتضی شایان)

۱ نظر موافقين ۱ مخالفين ۰ ۲۴ مرداد ۹۶ ، ۱۸:۲۰
مرتضی شایان

به نام آفریدگار مهربان

هر وقت که احساس دلتنگی می کنم، سینه ام از شدت غم و اندوه به مرز انفجار می رسد. می نشینم و کمی در خلوت با خود فکر می کنم. 

جویای علتی هستم. اندیشه ها در ذهنم مانند عبور پرتوهای نور، به سرعت می گذرد.

اندکی آب خنک می نوشم.

به حیاط می روم و به درخت انجیر که میوه هایش مانند زمرد می درخشد، نگاه می کنم. برای دقایقی در زیر آفتاب سوزان ظهر در حیاط قدم می زنم.

به داخل منزل باز می گردم. به سراغ کتابخانه می روم. ناگهان گوشه چشمانم به دیوان حافظ می افتد.

کتاب را باز می کنم. از میان ابیات موجود در صفحه، ناخودآگاه چشمانم به سراغ بیت زیر می رود:

 

یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم

دولت صحبت آن مونس جان ما را بس

 

همین که غزل را بطور کامل می خوانم، احساس می کنم که روح از بدنم پرکشیده است.

احساس سبکی می کنم.

در همین حین که فاتحه ای برای حضرت حافظ می خوانم، به این امر می اندیشم که چگونه ابیات، اینچنین غوغا می کند؟

به یاد سخنی می افتم.

این ابیات واقعا آسمانی اند.

(نویسنده: مرتضی شایان)

۰ نظر موافقين ۱ مخالفين ۰ ۲۹ تیر ۹۶ ، ۱۴:۴۳
مرتضی شایان

هل یعلم هؤلاء العرب واذنابهم ما هی قوة جمهوریة ایران الاسلامیة؟
هل هم مجانین؟
حرب على ایران یعنی نهایة دول العربیة فی الخلیج الفارسی.
حکمو العقل ایها الجهلاء!
اذکروا کلام کولن باول عن السعودیة قبل سنتین، لقد قال:
ان الجیش السعودی هزیل وضعیف ووزیر الدفاع بن سلمان جاهل ولا یعلم حتى معنى کلمة حرب ولو تجرئو وقامو بضرب ایران سیکون الرد هائل وخلال ساعات ستعود السعودیة الى ما قبل عصر الصناعة وستدمر البنیة التحتیة حتى انهم لن یستطیعو استعمال الموبایل ولا الخط الارضی لأن ایران سوف تدمر محطات الارسال والبنیة التحتیة فی اول ساعة.

۰ نظر موافقين ۱ مخالفين ۰ ۰۲ خرداد ۹۶ ، ۰۱:۵۷
مرتضی شایان

دیروز که برای خرید به بازار میدان نقش جهان اصفهان رفته بودم، به طور اتفاقی در یکی از مغازه های بازار، معلم ریاضی و هندسه دوره دبیرستان، آقای ابوطالبی را دیدم. تقریبا 10 سال بود که از آخرین دیدار من با او می گذشت. بسیار خوشحال شدم. یک عکس یادگاری هم باهم گرفتیم.

واقعا زمان چقدر زود می گذرد.

۰ نظر موافقين ۱ مخالفين ۰ ۲۳ فروردين ۹۶ ، ۱۶:۳۸
مرتضی شایان
۱ نظر موافقين ۱ مخالفين ۰ ۲۵ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۲۱
مرتضی شایان

(تصویر از: مرتضی شایان)

ما برای وطنمان ایران، ایستاده خواهیم مرد، هیچگاه زانو نخواهیم زد، حتی اگر سقف آسمان کوتاهتر از قامتمان باشد

We will die standing for our homeland iran, and never kneel even if the sky's roof is shorter than our height

سنموت من أجل وطننا إیران واقفین، و لن نرکع أبدا حتی ولو کان ارتفاع السماء أقل من طول قاماتنا

 

توضیح کوتاه: جمله فارسی(سبز رنگ) را در وب سایت گنج جنگ :: www.ganjejang.com :: مشاهده کردم. آن قدر این جمله زیبا بود که آن را ترجمه و در وبلاگ قرار دادم.

  1. تلگرام گنج جنگ

  2. اینستاگرام گنج جنگ

۰ نظر موافقين ۰ مخالفين ۰ ۱۶ بهمن ۹۴ ، ۱۷:۴۹
مرتضی شایان